روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند می دهم که کامروا شوی:
اول این که سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم این که در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!
و سوم این که در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!!!

پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟

لقمان جواب داد:
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که می خوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است
و اگر با مردم دوستی کنی، در قلب آنها جای می گیری و آن وقت بهترین خانه های جهان مال توست

یک داستان واقعی

 

اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني

قشنگ کوچک!

گفت:کسی دوستم ندارد. می دانی چقدر سخت است این که کسی دوستت نداشته باشد؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی. حتی توهم بدون دوست داشتن....!                                  خدا هیچ نگفت.                                                                                                                  گفت: به پاهایم نگاه کن! ببین چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار میدهم. دنیا را کثیف میکنم. آدم هایت از من می ترسند. مرا می کشند برای اینکه زشتم. زشتی جرم من ا                                   خدا هیچ نگفت.                                                                                                                گفت: این دنیا فقط مال قشنگهاست. مال گلها و پروانه ها، مال قاصدک ها، مال من نیست.                   خدا گفت: چرا مال توهم هست.                                                                                              دوست داشتن یک گل، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندان سختی نیست. اما دوست داشتن یک سوسک، دوست داشتن تو کاری دشوار است.                                           دوست داشتن کاری است آموختنی؛ وهمه رنج آموختن را نمی برند.                                  ببخش کسی را که تو را دوست ندارد. زیرا که هنوز مومن نیست. زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته. اوابتدای راه است.                                                                                       مومن دوست دارد. همه را دوست دارد. زیرا همه از من است. و من زیبایم. چشمهای مومن جز زیبا نمی بینند. زشتی در چشمهاست. در این دایره هرچه که هست نیکوست. آن که بین آفریده های من خط کشید، شیطان بود. شیطان مسئول فاصله هاست.                                                                 حالا قشنگ کوچکم ! نزدیکتر بیا وغمگین مباش.                                                                   قشنگ کوچک حرفی نزد و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست.

اگر می خواهی دیده شوی

دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود
دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: " من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید."
اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.
دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت: « نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.» خدا گفت: "اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی"
دانه ی کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند.
سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد.

زن

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

 ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

 مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

 و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است

 و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...

 در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

 او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

 او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....

 او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....

 او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

 پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

 چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

 زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

 گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

 سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است

 

جعبه سیاه و طلایی

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.

از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...

اگر عشق بورزید می گویند که سبک مغزید...               

 

 اگر شاد باشید می گویند که ساده لوح وپیش پا افتاده اید....

 

 اگر سخاوتمند و نوعدوست باشید می گویند که مشکوکید...

 

اگر گناهان دیگران را ببخشید می گویند ضعیف هستید...

 

اگر اطمینان کنید می گویند که احمقید...

 

اگر تلاش کنید که جمع این صفات را در خود گرد آورید٬

 

مردم تردید نخواهند کرد که شیاد و حقه بازید.

 

(لئو بو سکا لیا)

ارتباط عطسه با شخصیت افراد 

 


عطسه يكي از معمولترين اصواتي است كه در فصل بهار و در زمان گرده افشاني درختان به گوش مي رسد. اما متخصصين رشته زبان اشاره (body language) معتقدند نوع عطسه كردن نشانگر شخصيت افراد است.

بر اساس گفته پتي وود (Patti A. Wood) يكي از اين متخصصين بيشتر افراد در طول عمرشان روش عطسه كردن مختص به خود را دارند كه با شخصيت آنها مطابقت دارد. اين متخصص بر اساس تحقيقي كه انجام داده عطسه كنندگان را به چهار دسته كلي تقسيم كرده است:


1- افراد خوب و مهربان

2- افراد درست و قابل اعتماد

3- افراد كاري

4- افراد مشتاق و موثر


افرادي كه فقط يك عطسه ميكنند در زمره افراد خوب و مهربان هستند اين افراد خون گرم، مفيد و حامي ديگران مي باشند.


افرادي كه با صداي بلند عطسه ميكنند در زمره افراد كاري به شمار مي آيند ، اين اشخاص سريع العمل ، قاطع و در نهايت رهبران خوبي هستند.


اشخاصي كه هميشه به هنگام عطسه كردن با دستمال جلوي بيني خود را ميگيرند افراد درست و قابل اعتمادي هستند اين افراد معمولا با دقت، درستكار ، و بسيار منطقي ميباشند.


آخرين گروه افرادي هستند كه با صداي بسيار بلند و خشن و به دفعات عطسه مي كنند در زمره افراد مشتاق به شمار مي آيند كه اين اشخاص داراي جذابيت اجتماعي مي باشند و توانائي ايجاد انگيزه و تاثير گذاري بر ديگران را دارند.


روان شناسی چهره ها در چشمان

در كل داشتن چشمهاي درخشان و پر حركت دليل وجود هوش است.

چشمان درشت و زيبا:

نشان دهنده صفا ،صميميت ، هنرمند و عاطفي ،منصف و غيرتمند ، تمايل به اغراقگويي، داراي ذهني روشن و متعالي ،در دوستي خونگرم ،مديران موفقي هستند.

چشمان بهم نزديك و كم فاصله:

حسودي و كوتاه نظري ،احساساتي ،زنان اينگروه درونگرا و پنهان كار ،حيله گر و حسابگر ،موفق در امور تجاري و سياسي

برید تو ادامه مطالب
ادامه نوشته

روان شناسی مو

1. اونهایی که موهای کوتاه دارند: دلبسته خصوصیات فیزیکی در امر ازدواج عاشق نظم و ترتیب در زندگی همیشه سر وقت به قرارهایشان میرسند .خسیس و اهل حساب و کتاب .

2.اونای که موهای بلند و نا مرتب دارند:یک جای زندگی شان همیشه می لنگد .بیش از حد نگران ناامید اینده ومعمولا نا کامی ها را تجربه کردند وبه سختی اعتماد دارند .

3.اونای که موهای بلند دارند و انها را می بندند.هیچ تعهدی به نظم ندارند عاشق صدای بلند ادبیات و اهل بحث و جدل هستند خیلی دست و دل بازو معمولا کمتر پیش میاید در یک شاخه بمانند و همیشه در حال تغیر مسیر هستند.

4.اونای که فرق وسط باز میکنند.بسیار ظاهر پسند اهل شوخی البته بسیار متکبر خود خواه سخت سلیقه وبه اصلاح مبادی اداب هستند.

5.اونای که فرق از کنار باز میکنند .بسیار قابل اعتماد. متعهد به اصول اخلاقی .مهربان وعمدتا بذله گو هستند البته به سختی میتوان به درونشون پی برد معمولا به تجملات علاقه ندارند وبهترینهای هر چیز هستند

 

رابطه میان خط و شخصیت افراد

 



ایسنا:دستخط هركس اسرار نهفته‌اي را در مورد شخصيت او آشكار مي كند.
تحليل دستخط هرفرد مي تواند بيش از ‌١٠٠ خصوصيت از شخصيت او را براي ما معرفي كند و ما مي توانيم نكات مهمي را در مورد خصوصيات فرد و روابط شخصي و روابط شغلي وي دريابيم.
ميزان شيب دستخط هركس، نشان دهنده‌ي نوع واكنش عاطفي فرد در موقعيت‌هاي عاطفي است.هر قدر دستخط شما به سمت راست يا چپ متمايل باشد ، واكنش شما در قبال مسايل زندگي، عاطفي تر است. يعني: « شما تحت فرمان قلب خود هستيد». و اگر دستخط شما حالت عمودي دارد ، واكنش هاي شما بيشتر منطقي و عقلاني است. يعني معمولاً براساس حقايق، اطلاعات و منطق، واكنش نشان مي‌دهيد و واكنش شما در قبال مسايل مختلف زندگي، كمتر جنبه احساسي دارد. يعني: « شما تحت فرمان مغز خود هستيد».
مردم به روش‌هاي مختلفي مي‌انديشند. شما چطور!؟ آيا درك بسيار سريعي داريد و قبل از آنكه توضيح گوينده راجع به مساله‌اي به پايان برسد، منظور وي را به خوبي در مي يابيد و يا خير، در اين زمينه كند تريد و بايد با دقت بيشتري به مطالب توجه كنيد و دير به نتيجه‌گيري مي‌پردازيد؟
نحوه‌ي نوشتن حروف m و n بيانگر روش تفكر شماست ( در زبان فارسي، احتمالاً طرز نوشتن حروف دندانه دار مثل « س » و «ش » و غيره مي‌تواند روش تفكر شخص را نشان دهد). اگر شما حروف m و n را به صورت نوك تيز مي نويسيد كه شبيه w و u مي شود، شما فردي سريع الانتقال هستيد كه مسايل را خيلي زود درك مي كند. اما اگر حروف m و n را به شكل قوس دار مي نويسيد ، شما فردي دقيقتر هستيد، ولي سرعت درك كمتري داريد.

اگر شما حروف m و n را به صورت خطوطي شكسته مي‌نويسيد ، به طوري كه در بين دندانه‌ها، حرف v كوچكي ايجاد مي شود، شما از قدرت تحليل خوبي برخورداريد. اما اگر دندانه‌هاي حروف m و n را قوس‌دار مي‌نويسيد (مثل دستخط بچه هاي ابتدايي)، در زمينه تجزيه و تحليل مسايل ضعيف هستيد .