وصیت نامه داریوش کبیر

اینک که من از دنیا میروم، 25 کشور جزء امپراتوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها در ایران نیز دارای احترام هستند. جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد. اکنون که من از این دنیا می روم، تو دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد. زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آنچه را که برداشتی به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن. ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شوند و به شکل استوانه است را در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شوند حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبارها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله جدید به دست آمد، از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خواروبار استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بو جاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود. هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای دولتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای دولتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند، نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی. کانالی که من می خواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم، هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد. تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند. اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این را به انجام برسانی. با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند. توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی، عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت. افسران و سربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بد رفتاری نکن. اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکهوسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند. امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود، تو با اطمینان بیشتری می توانی سلطنت کنی. هموره حامی کیش یزدان پرستی باش. اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید. بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که خود من فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را که موجود است را مسدود نکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی، که من پدر تو پادشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور سلطنت می کردم. مردم و تو نیز مثل من خواهید مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه 25 کشور باشد و خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند. اگر تو هر زمان که بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود نماند و وصیت کن پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند. هار  زنهار، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو. اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید. زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد. هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادی کردن دست برداری کشور تو به طرف ویرانی خواهد رفت. در آباد کردن، حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول قرار بده. عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای، زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای. بیش از این چیزی نمی گویم. این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند، کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است.

 

این متن، وصیت نامه داریوش کبیر بود. همانطور که ملاحظه کردید، داریوش به پسرش بیشتر روشهای حکومت داری را گفت. چیزی که خیلی جالبه این است که بعضی از این نصیحت ها را به نوعی دیگر در نهج البلاغه (نامه های امام علی (ع) به مالک اشتر) و یا حدیث های دیگر می بینیم و از این جالب تر هم این است که الان بیشتر این نصیحت ها در کشورمون اصلا اجرا نمیشه!!! (بهترش اینه که بگیم هیچ کدومشن اجرا نمیشه!) متاسفانه کم کم هویت ملی ما داره کمرنگ تر میشه! قبلا در هر کشوری ایرانیان جایگاه خوبی داشتند ولی متاسفانه الان هیچ کشوری به ایرانی ها اقامت نمیدهند (اقامت میدن ولی خیلی خیلی سخته) با ایرانی ها مثل یک آشغال یا تروریست نگاه میکنن!!!

 

پی نوشت: آخرش نفهمیدیم که شنبه و یکشنبه دانشگاه ها تعطیله یا نه!!! اگه اطلاع دارید یه خبری بدید!

پاورپوینت  

 

عرض سلام  دارم خدمت شما بالینی ها که مایه افتخار جامعه روانشناسی هستید .

ببینید دوستان من چند وقت پیش چندتا پاورپوینت دیدم که خیلی برام جالب بودو خوشم اومد واسه همینم شرمندتون کردم گذاشتم تا شما هم ببینید.

امیدوارم خوشتون بیاد

دل چو افسرده شد از سینه برون باید کرد       مرده هر چند عزیز است نگه نتوان داشت

شاد باشید و از زندگی لذت ببرید

۱- اسم: چهار سوال/حجم فایل ۳۲ کیلو بایت

دانلود

۲- اسم: پیش داوری/حجم فایل۶۳ کیلو بایت

دانلود

 ۳- اسم:اسکناس /حجم ۴۶۹ کیلو بایت

دانلود

۴-اسم: مرگ تدریجی/حجم ۴۶۹ کیلو بایت

دانلود

۵- درسی از پروانه/حجم ۲۸۲ کیلو بایت

دانلود

۶- شما دو انتخاب دارید/ حجم فایل ۸۲ کیلو بایت

دانلود

۷-اسم:زن/حجم فایل ۳۶۰ کیلو بایت

دانلود

۸-اسم:حقیقتی کوچک باری زندگی/حجم۱۴ کیلو بایت

بعداً لینکشو قرار میدم

 ۹-  اسم: کوئیلو/حجم ۱۸۲ کیلو بایت

دانلود

۱۰- اسم : سنگ پس از رها شدن/۶۳۶ کیلو بایت

دانلود

۱۱-آزمون آدمک گودیناف/نوع فایل پی دی اف

دانلود

 

 بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

یک داستان واقعی

 

اين يک داستان واقعي است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصي ديوار خانه اش را براي نوسازي خراب مي کرد. خانه هاي ژاپني داراي فضايي خالي بين ديوارهاي چوبي هستند. اين شخص در حين خراب کردن ديوار در بين آن مارمولکي را ديد که ميخي از بيرون به پايش فرو رفته بود.
دلش سوخت و يک لحظه کنجکاو شد. وقتي ميخ را بررسي کرد متعجب شد؛ اين ميخ ده سال پيش، هنگام ساختن خانه کوبيده شده بود!!!
چه اتفاقي افتاده؟
در يک قسمت تاريک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنين موقعيتي زنده مانده!!!
چنين چيزي امکان ندارد و غير قابل تصور است.
متحير از اين مساله کارش را تعطيل و مارمولک را مشاهده کرد.
در اين مدت چکار مي کرده؟ چگونه و چي مي خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه مي کرد يکدفعه مارمولکي ديگر، با غذايي در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شديدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقي! چه عشق قشنگي!!!
اگر موجود به اين کوچکي بتواند عشقی به اين بزرگي داشته باشد پس تصور کنيد ما تا چه حد مي توانيم عاشق شويم، اگر سعي کني

شاد بودن معجزه نمی خواهد

با شادي دعوا نداشته باشيد!
در دنيايي زندگي مي‏کنيم که مملو از انسان‏هاي بد‏شانس، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگوني از غصه و ناراحتي است. اين مسائل محيط اطراف ما را در برگرفته‏اند. پس بديهي است که بخشي از تفکر روزمره ما به اين مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقيده پذيرفته شده بر اين است که رهايي از اين شرايط تنها در دست خود انسان‏هاست. در حقيقت اين خود انسان‏ها هستند که هم مي‏توانند خود را درگير مشکلات غمبار زندگي کرده و در عين حال محيط شاد و با طراوتي براي خود ايجاد کنند. متاسفانه٬ این روزها٬ موجی پیدا شده است که بیشتر جوانان را دچار افسردگی و ناامیدی شدید کرده است. امیدوارم با این چند روش زیر بتوانیم قدمی هر چند کوچک٬ برای نشاط و طراوت گذشته برداریم.


تغيير نگرش
اين نخستين گام و در عين حال مهمترين بخش از فرآيند شاد کردن محيط زندگي است. براساس اين استراتژي فرد بايد به اين نتيجه برسد که از لحاظ روحي و رواني نيز بايد خود را آماده پذيرفتن شرايط محيطي جديدي کند. زماني که شخص درگير مسائل مختلف زندگي است و دوست دارد که پذيراي شادي و نشاط باشد، به نوعي درگير «تغيير» خواهد شد پس آمادگي براي اين تغيير شرايط بسيار مهم است. بنابراين پيش از به خواب رفتن، ذهن خود را براي فردايي تازه و گام برداشتن به سوي از بين بردن تک‏ تک موانع در اين فرآيند آماده کنيد. در اين صورت فردا که از خواب برمي‏خيزيد بسيار سبک‏تر و با روحيه‏تر خواهيد بود.


يک لبخند بزرگ بزرگ...
يک لبخند بزرگ مي‏تواند بهترين نشانه براي يک تفکر و روحيه شاد باشد. اين کار نه تنها موجب مي‏شود که احساس بهتري داشته باشيد، بلکه آهنگ بهتر و شادي‏تر براي ادامه روز و انجام ساير فعاليت‏هاي روزمره ايجاد مي‏کند. در حقيقت با همين تک لبخند بزرگ مي‏توانيد به زندگي خود آهنگ دلنشيني ببخشيد. از آن گذشته با اين کار توجه و علاقه شمار بيشتري از مردم را به سوي خود جلب مي‏کنيد، افرادي که خود عمدتاً درگير مسائل زندگي هستند و به دنبال فرار از اين شرايط سراغ افرادي نظير شما را مي‏گيرند.


مراقب تنبلي فکرتان باشيد
اين يک خواسته طبيعي براي هر انساني است که مي‏خواهد شادي را در زندگي تجربه کند. سعي کنيد هميشه خود را تيررس ديدگان افراد زيادي ترسيم کنيد که حالات و رفتار شما را به صورت لحظه به لحظه دنبال مي‏کنند. هميشه از ذهنتان کار بکشيد. حتي اگر فرد پير و بازنشسته‏اي شده‏ايد، خود را سرگرم کنيد تا همواره بر شمار سلول‏هاي مغزي‏تان افزوده شود. شطرنج بازي کنيد. از انجام بازي‏هاي ويدئويي لذت ببريد، جدول حل کنيد و با فکر کردن و پيدا کردن پاسخي مناسب براي معماهاي مختلف، شرايط را براي شاد شدن يا حفظ شادي در زندگي مهيا کنيد.


نسبت به آنچه داريد شکر گذار باشيد
هميشه به آينده و دستيابي به موقعيت‏هاي برتر در زندگي فکر کنيد اما در عين حال از زمان حال و شرايط فعلي خود غافل نشويد. اينگونه با خود فکر کنيد که در گذشته به داشتن شرايط فعلي خود غبطه مي‏خوريد و روزي دوست داشتيد که به اينجا برسيد. پس اکنون که اين شرايط را به دست آورده‏ايد، به نوعي در زندگي خود شاد هستيد. پس نبايد شکرگزاري را فراموش کنيد. در اين صورت است که از هم اکنون مي‏توانيد به فردايي بهتر و دستيابي به موقعيت‏هاي کاري و درآمدزايي مناسب‏تر فکر کنيد.


... و اميد به خوش شانس بودن را فراموش نکنيد
حتي اگر در بدترين مخمصه‏ها نيز گير کرده‏ايد، اگر فردا بايد بدهي سنگيني را پرداخت کنيد اما پول کافي نداريد و اگر روياي بزرگي در ذهن داريد اما توانايي دستيابي به آن را نداريد، اميدتان را از دست ندهيد. شانس براي آن دسته از افرادي بيشتر پيش مي‏آيد که اميد خود را همواره حفظ مي‏کنند.

 

این رو بدونیم که همیشه خوشحال بودن و لذت بردن از زندگی به خودمون بستگی داره. اگه از محیطتون شکایت دارید و اون رو مقصر میدونید٬ بهتره که سعی کنید تا تغییری توی محیطتون ایجاد کنید. سعی کنید خودتون شرایط رو عوض کنید نه اینکه شرایط رو بهتون تحمیل کنن!

 

مردي در دانه هاي قهوه

در تصوير زير يك مرد در دانه هاي قهوه است...اگر تونستيد پيداش كنيد ؛ نتيجه ي تست رو در ادامه ي مطلب بخونيد.

 

ادامه نوشته

تلفن خدا!

هر روز
شیطان لعنتی
خط های ذهن مرا
اشغال میکند
هی با شماره های غلط
زنگ می زند آن وقت
من اشتباه می کنم و او
با اشتباه های دلم حال می کند
*
دیروز یک فرشته به من می گفت:
تو گوشی دل خود را بدگذاشتی
آن وقت که خدا به تو زنگ می زد
آخر چرا جواب ندادی
چرا برنداشتی؟
*
یادش بخیر
آن روزها
مکالمه با خورشید
دفترچه های کوچک ذهنم را
سرشار خاطره می کرد
امروز پاره است
آن سیم ها که دلم را
تا آسمان مخابره می کرد
*
اما
با من تماس بگیر خدا
حتی هزار بار
وقتی که نیستم
لطفا پیام خودت را
روی پیام گیر دلم بگذار

100 راه موفقیت!

1. افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.

2. کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.

.

.

.

ادامه نوشته

قشنگ کوچک!

گفت:کسی دوستم ندارد. می دانی چقدر سخت است این که کسی دوستت نداشته باشد؟ تو برای دوست داشتن بود که جهان را ساختی. حتی توهم بدون دوست داشتن....!                                  خدا هیچ نگفت.                                                                                                                  گفت: به پاهایم نگاه کن! ببین چقدر چندش آور است. چشم ها را آزار میدهم. دنیا را کثیف میکنم. آدم هایت از من می ترسند. مرا می کشند برای اینکه زشتم. زشتی جرم من ا                                   خدا هیچ نگفت.                                                                                                                گفت: این دنیا فقط مال قشنگهاست. مال گلها و پروانه ها، مال قاصدک ها، مال من نیست.                   خدا گفت: چرا مال توهم هست.                                                                                              دوست داشتن یک گل، دوست داشتن یک پروانه یا قاصدک کار چندان سختی نیست. اما دوست داشتن یک سوسک، دوست داشتن تو کاری دشوار است.                                           دوست داشتن کاری است آموختنی؛ وهمه رنج آموختن را نمی برند.                                  ببخش کسی را که تو را دوست ندارد. زیرا که هنوز مومن نیست. زیرا که هنوز دوست داشتن را نیاموخته. اوابتدای راه است.                                                                                       مومن دوست دارد. همه را دوست دارد. زیرا همه از من است. و من زیبایم. چشمهای مومن جز زیبا نمی بینند. زشتی در چشمهاست. در این دایره هرچه که هست نیکوست. آن که بین آفریده های من خط کشید، شیطان بود. شیطان مسئول فاصله هاست.                                                                 حالا قشنگ کوچکم ! نزدیکتر بیا وغمگین مباش.                                                                   قشنگ کوچک حرفی نزد و دیگر هیچ گاه نیندیشید که نازیباست.

از همه دوستان خواهش می کنم با دید علمی  و منتقدانه به مقاله نگاه کنند .

بسمه تعالی

 

زنان زشت مردان نیک بین

و زینا السماء الدنیا بمصابیح ...

ما آسمان دنیا  را به چراغها  زینت بخشیدیم

 

 همه ی انسانها از دیدن آسمان پر ستاره لذت  می برند، یکی از ستاره های  آسمان را متعلق به خود می دانند و  به نظرشان آن ستاره پر نورترین و زیبا ترین ستاره ی آسمان است اما خیلی از آنها  نمی دانند ممکن است  آن ستاره اصلاً وجود نداشته باشد  و میلیون ها سال پیش از بین رفته است " آنها تنها فریب خوردگانند".

 

از متن فوق دواصل برداشت می شود:نسبی بودن زیبایی و اصل زشتی و زیبایی زنان از دید مردان که قرار است در این مقاله به آن پرداخته شود.

همه ی ما به عنوان دانشجوی روانشناسی  می دانیم که هیپوتالاموس در بدن نقش های زیادی برعهده دارد (هیپوتالاموس بخش شکمی مغز دوم را شامل می‌شود و در زیر تالاموس واقع شده است) احساس گرسنگی وتشنگی،خواب و بیداری، سردی وگرمی، لذت و مرکز غرایز انسان و میل جنسی...

همه ما می دانیم که زیبایی همسر برای مردها  خیلی مهم است، لطافت و احساسی یودن جنبه زیبایی دارد.

همه ی ما می دانیم که زنها بیشتر به قدرت و اقتدار مرد توجه می کنند البته منظور من این نیست که زیبایی برای آنها مهم نیست، بلکه زیبایی یک اصل تعیین کننده در انتخاب کردن همسر برای آنها بحساب نمی آید.

همه ما می دانیم که هیپو تالاموس در مردها بزرگتر از زنان است .

اما آن چیزی که باید گفته شود این است: مردها در مقایسه با جنس مخالف،  زنها را زیباتر از آن چیزی که هستند می بینند و این به دلیل هیپوتالاموس بزرگتر در آنهاست.

بنابراین خانم زیبای ایکس در نظر من خیلی زیباتر از آن چیزی به نظر می رسد که یک خانم می بیند.

بنابراین من یه چیزی رو خدمت آقایون عرض کنم که  زنها اون قدرها هم که ما میبینیم زیبا نیستند و  ساختار فیزیولوژیکی  ما را فریب میدهد(بنابراین اگر می خواهید لیلیه زیبا بگیرید باید از دید یک خانم ببینید) لذا بر همین اساس در زمان گذشته خانم های خونه برای  پسراشون دختر انتخاب می کردند.

نتیجه گیری:

در واقع مردها هیچوقت نمی توانند زنها را بدون سانسور ببینند و این قانون طبیعت است و این همان قانون بقاست.

 پس اگر قرار باشد زنها را از نظر زیبایی طبقه بندی کنیم به چهار طبقه تقسیم میشوند:

زنان کم زشت، زنان متوسط، زنان زشت و زنان خیلی زشت

                                                 

هوسبازان کسانی راکه زیبا می بینند دوست دارند.

عاشقان کسانی راکه دوست دارند زیبا می بینند.

مقاله از حسین تاجیک،25/7/87  

 

سمینار معیارهای همسر گزینی

امروز سمینار معیارهای همسرگزینی با حضور سرکار خانم دکتر سیما فردوسی در سالن۱ برگزار شد. این سمینار قرار بود که در آذر ماه برگزار بشه ولی به دلیل بعضی از کم لطفی های مسئولین٬ این سمینار به امروز موکول شد. استقبال دانشجویان از این سمینار عالی بود ولی بعضی ها هم گلایه می کردند که مطالب تکراری است! سالن خیلی شلوغ بود و دانشجویان اطراف سالن٬ انتها و ابتدای سالن ایستاده بودند. من که نتونستم به جز چند دقیقه تو سالن بمونم.

نکته ی خیلی جالبی که برام پیش اومد این بود که پس از پایان سمینار خانم دکتر فردوسی از من پرسیدن که آیا تربیت معلم٬ دانشگاه دولتی؟

تعجب کردم! می خواستم دیگه داد بزنم که آی مردم! به خدا این دانشگاه دولتی! معلم نمیشیم! دانشکده ی روانشناسی ما٬ قطب استرس کشوره! انتخاب سوم یا چهارم بیشتر بچه ها است! و ...

وقتی که اینا رو برای خانم فردوسی گفتم٬ ایشون هم تعجب کردن ولی خوشحال شدن. خوشحال شدن از استقبال کم نظیر بچه ها و علاقه ای که به این سمینار داشتند.

در کل خیلی خوب بود و به امید خدا سعی میکنیم که دوباره از خانم دکتر فردوسی و سایر اساتید برجسته دعوت کنیم.

 

پی نوشت: خیلی باحاله! مثل اینکه دانشگاهمون زیر پونزه نقشه گیر کرده و هیچ کس اونو نمیبینه! بیاید این پونزو بکنیم و به جاش از چسب مایع استفاده کنیم و بزاریم که دانشگاهمون قشنگ دیده بشه!!!

 

دومین همایش علمی دانشجویان روانشناسی ایران

قبل از اینکه شروع کنم٬ باید از مدیریت محترم وبلاگ تشکر کنم که مطالب بنده را حذف می کنند! آخرین مطلبی که حذف شده٬ مربوط به اعتصاب غذا بود. تا حالا تقریبا ۶ مطلب من خذف شده که به خاطر این مسئله باید کمال تشکر رو از مدیریت وبلاگ داشته باشم.

 

دیروز٬ ۳۱ فردوردین٬ دومین همایش علمی دانشجویان روانشناسی کشور آغاز شد. در این همایش٬ مقالاتی را که از سوی دانشجویان و اساتید روانشناسی ارائه شده بود٬ مورد بررسی قرار گرفت. نکته ی جالب این بود که سطح مقالات بالا بود و داوران را شگفت زده کرده بود.

در مراسم افتتاحیه٬ آقای دکتر افروز رییس سازمان نظام روانشناسی و مشاوره سخنرانی کرد. ایشان از این همایش و مسئولان اجرایی آن تشکر کردند و طی سخنانی آینده ی روشنی را به جامعه ی دانشجویان روانشناسی نوید دادند. در طی سخنرانی٬ ایشان از حضور نیافتن دانشجویان تربیت معلم تهران و علامه طباطبایی گلایه کردند. جالب اینه که اول از همه٬ اسم دانشگاه ما رو گفت! اینقدر ذوق کرده بودم! باورم نمیشد! یعنی ما رو هم به حساب آورده بودن!!؟؟ اونوقت تو دانشکده مون یه ذره هم اطلاع رسانی نشده بود!

آقای دکتر شعبانی٬ ریاست دانشگاه بهشتی هم سخنرانی کرد ولی به دلیل جانبداری از علوم پایه با واکنش شدید اساتید روانشناسی مواجه شد. پس از آقای شعبانی٬ آقای توکلی ( دانشجوی دکترا ) سخنرانی کرد و در مورد نحوه ی برگزیدن مقالات صحبت کرد.

چندین نفر دیگه هم سخنرانی کردن! مثل دکتر شهیدی و دکتر ابوالقاسمی.

در این همایش٬ در نشست تخصصی روانشناسی بالینی که با عنوان رویکردهای درمانی کاربردی متناسب با فرهنگ ایران برگزار شد٬ دکتر پور اعتماد به حمایت کامل از علوم انسانی و به خصوص روانشناسی پرداخت. در این نشست دکتر حمید رضا پور اعتماد به همراه دکتر شهریار شهیدی٬ دکتر لادن فتی٬ دکتر فرشته موتابی و دکتر محمد علی مظاهری به گفت و گو پرداختند.

در کل٬ همایش دیروز از لحاظ کیفیت مقالات و نحوه ی ارائه خوب بود. امروز هم روز پایانی همایش است.

برگزاری همایش به کنار! جای تاسفم برای خودمونه که هیچ وقت در این همایش ها شرکت نمی کنیم و خودمون رو از عرصه های علمی کنار کشیدیم. این همایش فرصت خوبی بود تا بتونیم دانشگاهمون رو بالا ببریم. به بقیه بفهمونیم که ما معلم نمیشیم! هیچ تعهد کاری ازمون نمیگیرن! اینکه دانشکده ی ما قطب استرس کشور رو داره! اینقدر کنار افتاده ایم که از دانشگاه تربیت مدرس استاد دعوت می کنن ولی از دانشگاه ما نه!!!

یه ذره فکر کنید...