15 راهکار برای افزایش تمرکز

 

 

1- هنگام درس خواندن کاغذ و خودکاري کنار دستتان بگذاريد و فکرهايي را که به ذهنتان مي رسد و مزاحم درس خواندتان مي شود يادداشت کنيد. با اين کار ديگر نگران فراموش کردن کارها و ايده ها نيستيد و به خودتان يادآوري مي کنيد درست است که اين کارها به اندازه اي مهم هستند که آنها را يادداشت کنيد و بعداً برايشان کاري انجام بدهيد اما آنقدر مهم نيستند که به خاطرشان درس خواندن را متوقف کنيد.


2- خوب است گاهي فکرهاي ناراحت کننده يا آنهايي که حواستان را پرت مي کنند جاي ديگري بگذاريد. به اين ترتيب که زماني که مشغول درس خواندن هستيد آنها را موقتاً کنار بگذاريد تا بتوانيد روي درس خواندن متمرکز شويد.

3- سعي کنيد هدف مشخصي را معين کنيد که در هر بار درس خواندن به آن برسيد. اين کار کمک مي کند توجه تان را به کار مشخصي که در دست داريد معطوف کنيد. همچنين اين کار بازخوردي از پيشرفت به دست تان مي دهد.

4- سعي کنيد بر درسي که مي خوانيد تمرکز کنيد و به اتفاقات بلندمدتي که بر اثر خوب يا بد امتحان دادن مي افتد فکر نکنيد. اول مهمترين کار حال حاضر را انجام بدهيد و بدانيد هر چيز حواس پرت کرن ديگري که به ذهنتان مي رسد اهميت کمتري از آنچه در حال انجامش هستيد، دارد.

5- اين شعار را در ذهن داشته باشيد که؛ «با شرايطي که دارم بيشترين تلاش خود را خواهم کرد.» نه اينکه فکر کنيد «بايد همه چيز کامل باشد.»

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آنچه زنان در چهره مردان بسادگي مي‌بينند...

سلام

به طور اتفاقي به يه مطلبي برخوردم كه واقعا برام عجيب بود....نظر شما چيه؟

 طبق تحقيقاتي كه اخيرا انجام شده است، زنان تنها با نگريستن به مردان مي توانند به طور ناخودآگاه وجود يا عدم وجود خصوصيات مورد نظرشان را در مردان تشخيص دهند.
در گزارشي كه اخيرآ در اين رابطه تهيه شده است، آمده : "زنان مي توانند نشانه هاي علاقه يا عدم علاقه به كودكان را در صورت مردان بخوانند و تشخيص دقيقي از چگونگي تفكر آنها نسبت به جنس مخالف نيز داشته باشند."
تحقيقات آماري نشاده داده است، آن دسته از مردان كه به كودكان علاقمند هستند، براي روابط دراز مدت مناسب ترند و مردان متعصب با طرز تفكر مرد سالار براي روابط گذرا و كوتاه مدت مناسبند.
مطالعات انجام شده توسط محققين دانشگاه شيكاگو و دانشگاه كاليفرنيا - سانتا باربارا - نشان داده است:
"زنان به طرز شگفت آوري در تشخيص توانايي مردان در تشكيل زندگي و ميزان علاقه آنها به داشتن فرزند - تنها با نگاه كردن به چهره آنان - مهارت دارند. نتيجه گيري زنان در اين مورد باعث مي شود كه راجع به نوع رابطه و مدت زمان آن، در همان ابتداي امر تصميماتي اتخاذ كنند."
نتايج تحقيقات اخير بيانگر اين نكته است كه در چهره هر شخص، خيلي بيش از آنچه تصور مي رود اطلاعات كاملي در مورد پتانسيل شخصيتي در مقام شريك آينده زندگي وجود دارد.
آنچه مسلم است زنان در اين زمينه از يك حس ثانويه برخوردار نيستند، اما مرور زمان و تجربيات مختلف به آنان مي آموزد كه تمام جزئيات را در مورد تصميم گيري براي زندگي مشترك آينده و ايجاد روابط خود در نظر بگيرند.
بد نيست به يكي از آزمايشهاي انجام شده در اين تحقيقات اشاره اي داشته باشيم :
▪ عكس هايي از چهره هاي مردان مختلف داوطلب در اختيار ۲۹ نفر از دانشجويان دختر در مقطع ليسانس قرار گرفت.
▪ از آنها خواسته شد كه صاحبان عكس ها را به ترتيب بر طبق ميزان علاقه آنها به كودكان، جذابيت ظاهري و مهربان بودن، دسته بندي نمايند.
▪ به علاوه از آنها خواسته شد نظر خود را راجع به احساساتي بودن يا نبودن هر يك نيز بيان كنند.
نتيجه كار باور نكردني بود ... حدس اين دانشجويان دختر كاملا به واقعيت نزديك بود!
به عنوان نتيجه اصلي اين تحقيق مي توان به اين نكته اشاره كرد كه "زنان آن دسته از مرداني را كه به كودكان علاقه مند هستند، قابل اعتماد تر مي پندارند و آنها را براي ايجاد يك رابطه دراز مدت انتخاب مناسب تري مي دانند. اكثر زنان اين مسئله را با نگاه كردن به چهره مردان تشخيص مي دهند." 


 منبع: farya.com

پارانوییییییییییییییید!

بعضی از افراد بیش از سایرین در معرض ابتلا به پارانویا قرار دارند. افرادی که در محیط هایی با فشار و استرس بالا زندگی می کنند و یا مشغول به کار هستند بیش از دیگران دچار بدگمانی و سوء ظن می شوند. این فراد شامل مهاجرین، گروه های اقلیت، اسیران جنگی، سربازها، کارگاه های پلیس، سیاستمداران، وکلا و آموزگاران می باشد. البته باید توجه داشت که ممکن است پارانویا به دلیل عوامل وراثتی بروز کند و تشویش و استرس تنها به عنوان جرقه آن باشند.

علایم بیماری 

حساسیت بیش از اندازه
افرادی که به پارانویا مبتلا هستند معمولا بیش از اندازه به هشدارها و اخطارها توجه می کنند. آنها انتقاد را به سختی قبول می کنند، همیشه در حالت تدافعی به سر می برند، و افراد ستیزه جویی هستند.
آرام و کناره گیر هستند
افراد پارانویایی تا آنجایی که امکان داشته باشد خود را از سایر افراد جامعه جدا می کنند. زمانی که در یک جمع قرار می گیرند سعی می کنند در گوشه ای آرام بنشینند تا مبادا کسی متوجه حضور آنها شود. چهره های آنها معمولا سرد و بیروح است و هیچ نوع احساسی از خود نشان نمی دهند.
اختلال در افکار و تخیلات
این افراد به ندرت افکار درست را قبول می کنند، تصورات خود را با هیچ کس در میان نمی گذارند، به آسانی تغییر نمی کنند و قابل اصلاح نمی باشند. این نوع پارانویا از نوع قبلی حادتر است و شخص را ناتوان تر و ضعیف تر می کند. در این شرایط 5 نوع از اوهام پوچ وجود دارد که آنها را رها نمی کند:
زجر و عذاب
افرادی که دارای اختلالات هویتی هستند تصور می کنند که هم قطارانشان آنها را به تمسخر می گیرند اما کسانی که دچار اختلات افکار و تخیلات هستند تصور می کنند که تمام دنیا برای آزار و اذیت آنها بسیج شده اند و قصد شکنجه دادنشان را دارند.
حسادت
باید اعتراف کرد این نوع از اوهام بیشتر در خانم ها بروز می کند تا آقایون، البته نمونه هایی نیز وجود دارد که در آن مردها دچار رشک و حسد می شوند و همگان را مورد اتهام قرار می دهند.
اوهام شهوانی
این دسته از افراد تصور می کنند که عاشق کسی شده اند که فرا انسانی است و دارای خصوصیاتی است که هیچ یک از انسان های دیگر دارای آن ویژگی های خاص نمی باشند.
خودبزرگ بینی
خوب، شاید همه ما چنین احساسی را حداقل یک یا دوبار در طول زندگی خود تجربه کرده باشیم (پس شاید نام اختلال در وهم و خیال را نتوان بر روی آن گذاشت.) افرادی هستند که با جدیت تمام تصور می کنند که دارای قدرت های باورنکردنی هستند و بر روی افراد دیگر سلطه دارند (می توانند بیماران را شفا دهند، صلح ایجاد کنند، بر کشوری حکمفرمایی کننند و غیره..)
اوهام جسمانی
نام دیگر این مشکل روانی مالیخولیا است. این دسته از افراد تصور می کنند که در بدن و یا سلامت جسمانی آنها همواره مشکلاتی وجود دارد. آنها حتی اگر از سلامت کامل نیز برخوردار باشند باز هم این تصور غلط دست از سر آنها بر نمی دارد.

درمان

برای درمان این مشکل دو نوع مداوای مختلف وجود دارد: یکی روان درمانی و دیگری معالجه از طریق مصرف دارو (مصرف آنتی سایکوتیک) می باشد. اگر شخصی را می شناسید که دچار این بیماری است بهتر است تا زمانیکه مطمئن نشده اید که آنها قرص خود را بلعیده اند ترکشان نکنید، زیرا در بسیاری از موارد قرص را در گوشه دهان خود پنهان می کنند و زمانی که آنها را ترک کردید دارو را به بیرون از دهان خود پرتاب می کنند.

معجزه ی گریه کردن

با گریه از استرس خود بکاهید.محققان معتقدند گریه و خنده هر دو از یک قسمت مغز ناشی می‌شوند؛ همان طور که خندیدن مزایای زیادی برای سلامتی دارد
محققان معتقدند گریه و خنده هر دو از یک قسمت مغز ناشی می‌شوند؛ همان طور که خندیدن مزایای زیادی برای سلامتی دارد (از قبیل پایین آوردن فشار خون و بالا بردن سیستم ایمنی بدن) دانشمندان در مورد گریه کردن نیز به نتایج مشابهی دست یافته‌اند.
به نظر می‌رسد که گریه کردن عمل مفیدی است؛ چراکه در یک بررسی ‌آماری مشخص شده است که 85 درصد زنان و 73 درصد مردان اظهار کرده‌اند که پس از گریه کردن احساس بهتری دارند. علاوه بر نقشی که گریستن در کاهش استرس دارد، موجب جلب توجه و کمک سایرین نیز می‌شود. وقتی ما گریه می‌کنیم رفتار اطرافیانمان ملایم‌تر شده و کمتر پرخاش می‌کنند و بیشتر تمایل دارند که کمک کنند و دلداری دهند. گریه بازگو کننده وضعیت روحی ما نیز هست؛ مثلا گاهی اوقات ما حتی نمی‌دانیم که افسرده هستیم، تا اینکه گریه می‌کنیم.
همانطور که گریه کردن می‌تواند باعث سلامتی شود، خودداری از گریه کردن به هنگام غم و غصه هم می‌تواند برای جسممان مضر باشد، بنا به بررسی‌های انجام شده، سرکوبی احساسات با فشار خون بالا، ناراحتی‌های قبلی و سرطان مرتبط است. با وجود مزایایی که برای گریه کردن ذکر شد، باید بدانیم چنانچه گریه کردن جزء عادت‌های روزمره‌مان باشد باید به پزشک مراجعه کنیم؛ چرا که این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از افسردگی باشد. پزشکان تاکنون مجالس سوگواری را توصیه نکرده‌اند، اما هنگامی که احساسی مثل گریه کردن دارید نباید با آن مقابله کنید؛ این یک امر طبیعی است و عکس العمل روحی که نشانه تندرستی است.
گریه کردن با مسایل ژنتیکی، جنسیتی و تربیتی ارتباط دارد، به عنوان مثال زنان چهار برابر بیشتر از مردان گریه می‌کنند.

اختلال استرس پس از سانحه چیست؟

تعریف اختلال استرس پس از سانحه

اختلال استرس پس از سانحه (به صورت مخفف: PTSD)، سندرمی است که پس از مشاهده، تجربهٔ مستقیم و یا شنیدن یک عامل استرس‌زا و آسیب‌زای شدید روی می‌دهد که می‌تواند منجر به مرگ واقعی یا تهدید به مرگ یا وقوع یک سانحهٔ جدی باشد.بیمار نسبت به این تجربه‌ها احساس ترس و درماندگی می‌کند، اغلب رفتارهای آشفته و حاکی از بیقراری واکنش نشان می‌دهد و مدام تلاش می‌کند از یادآوری رویداد و سانحه اجتناب کند. حوادثی همچون سوءاستفاده جنسی، تصادف، سوانح طبیعی مانند زلزله، جنگ و... به طور کلی افرادی که چنین رویدادهایی را تجربه می‌کنند حتی در مورد کودکان، بیشتر از این که ما بتوانیم تجربهٔ آنها را تصور کنیم و احساسات آنها را درک کنیم از آن واقعه رنج می‌برند. همین امر وجه تمایز استرس پس از سانحه با سایر حوادث زندگی است (استرس بیش از حد طبیعی به حادثه).


 گسترش PTSD


اگرچه اغلب مردم (۵۰ تا ۹۰٪) یک رویداد بسیار تنش زا را تا پایان عمر به یاد دارند ولی فقط ۸٪ آنها به PTSD مبتلا می‌شوند. این بیماری در دوران بعد از جنگ بسیار شایع است (مانند جنگ ویتنام، عراق، ایران، بوسنی هرزگوین و افغانستان)و همپنین در اثر اتفاقات مهم زندگی مانند فوت یک عزیز یا طلاق و جدایی و ضربه‌های عاطفی احتمال ابتلا به این بیماری زیاد است. به نظر می‌رسد زمینه ژنتیکی، نژاد و دوران کودکی در ایجاد این بیماری موثر هستند.


 علائم اختلال تنش‌زای پس از رویداد


۱) ناآرامی و بی‌قراری، رفتارهای پرخاشگرانه، احساس بیزاری از دیگران.

۲) گوشه‌گیری و مشکلات در روابط بین فردی به سختی انس گرفتن با دیگران.

۳) احساس گناه و شرمزدگی، بی‌احساسی و فقر هیجانی که از طریق جمع کردن خود و انقباض عضلات صورت می‌گیرد.

۴) واپس‌روی‌های رشدی (بازگشت به رفتارهای اولیه کودکان، شب‌اداری مکیدن شست و...)

۵) رفتارهای تهییجی و برانگیختگی بیش از حد (حالت گوش به زنگ بودن که به محض مواجه شدن با محرک تنش‌زا شوکه می‌شود.)

۶) اختلال خواب، کابوس و خواب‌های ترسناک (رویاهای هولناک بدون محتوای مشخص).

۷) اجتناب از افکار و احساسات و حتی اماکنی که وقایع ناخوشایند را یادآوری می‌کند.

۸) تکرار خاطره‌های آسیب‌زا از قبیل مزاحمت، تجاوز و... در ذهن.

۹) تمایل به بازی‌های تکراری پیرامون حادثه‌ای که تجربه کردند (درمورد کودکان).

۱۰) اختلال در کار روزانه، مشکلات در تمرکز و آموزش.

البته همه اینها باید سه شرط مهم دیگر را نیز به همراه داشته باشند؛

الف. فرد باید در معرض یک رویداد پر تنش قرار گرفته باشد.

ب. فرد باید مرتب به یاد این رویداد بیفتد و فلاش بک داشته باشد.

ج. علائم باید بیش از یک ماه طول بکشد.

درمان


فرآیند درمان بیمار مبتلا به PTSD تلفیقی از دو رویکرد شناختی رفتاری مداخلات رفتاری شامل: آموزش نحوهٔ مواجهٔ موثر با ترس‌ها، اجتناب از اماکن یا افرادی که وقایع را یادآوری می‌کند، می‌باشد ؛ همچنین استفاده از تکنیک آرام بخش و پذیرش احساسات بیمار در کاهش نشانگان استرس پس از سانحه موثر است.

اگر علایم فوق بیش از یک ماه تداوم یابد و منجر به اختلال در عملکرد کلی بیمار (شغلی، تحصیلی، رفتاری و...) شود باید نسبت به درمان آن اقدام نمود. برای درمان دارویی از داروهای مهارکننده بازجذب سروتونین مانند فلوکستین، ضدافسردگیهای سه حلقه‌ای مانند ایمی پرایمن، سیتالوپرام، پروپرانولول و کلونیدین استفاده می‌شود.

منبع:ویکی پدیا

هشت تیپ روان شناختی از دیدگاه یونگ

مفهوم تیپ مستقیما از مفهوم یرسونا یعنی ماسک مشتق می‌شود. در تئاتر قدیم ، تعداد محدودی نقش وجود داشت، هر نقش از روی ماسک قابل شناسایی بود و هر ماسک رفتار خاصی ایجاب می‌کرد و در حقیقت نمونه‌ای از آن بود. بنابراین ، می‌توان گفت که تیپ یعنی مجموعه شیوه‌های واکنش یا مجموعه ساخت شخصیت هدف از تشخیص تیپ‌های شخصیتی یا طبقه‌بندی انواع مختلف شخصیت‌ها این است که ویژگی‌های جسمی و روانی انسانها ، مخصوصا رابطه آنها ، مورد مطالعه قرار گیرد.

یونگ براساس تعامل های دو نگرش وچهار کارکرد، هشت تیپ روان شناختی را معرفی کرد:

1)   برون گرای متفکر: منطقی،واقع بین ، متعصب.

2)   برون گرای احساسی: عاطفی، حساس، معاشرتی، بیشتر ویژه زنان است تا مردان.

3)   برون گرای حسی: معاشرتی، لذت جو، سازش پذیر.

4)   برون گرای شهودی: خلاق،از توانایی برانگیختن دیگران وغنیمت شمردن فرصت ها برخوردار است.

5)   درون گرای متفکر: به عقاید بیشتر از افراد علاقه مند است.

6)   درون گرای احساسی: تودار،خویشتندار ولی با این حال از توانایی هیجان عمیق برخوردار است.

7)   درون گرای حسی: درظاهربی اعتنا وخشک، خود را درفعالیت های هنرشناختی ابراز می کند.

درون گرای متفکر: با ناهشیار بیشتر از واقعیت روزمره ارتباط دارد.

برای خواندن اطلاعات بیشتر درمورد خصوصیات تیپ های یاد شده به ادامه مطلب مراجعه کنید...

 

توضیحات بیشتر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

معرفی کتاب(4)

سلام دوستان همیشگی وب بالینیها

اینبار می خوام یه کتاب متفاوت رو معرفی کنم...کتابی که دیدگاه خودمو خیلی دگرگون کرده....

لحظه های حقیقی (راز شادکامی را دریابید)
باربارا دی آنجلس
ترجمه:لیلا آزادی

اول خودم را می کشتم تا دبیرستان را تمام کنم و به دانشکده بروم.
و بعد خودم را می کشتم تا دانشکده را تمام کنم و سرکار بروم.
و بعد خودم را می کشتم تا ازدواج کنم و صاحب فرزندانی شوم.
و بعد خودم را می کشتم تا فرزندانم آنقدر بزرگ شوند که به مدرسه بروند تا بتوانم سرکارم برگردم.
و بعد چقدر خودم را می کشتم که بازنشسته شوم.
و حالا چقدر خودم را می کشم که...
و ناگهان به خود می آیم و می بینم فراموش کرده ام زندگی کنم.

این کتاب درباره ی لحظه های واقعی است که مجموع آنها مفهوم زندگی را می سازند، اینکه چطور این لحظات را بیشتر و بیشتر کنید، اینکه چطور رضایت و معنا را در زندگی کنونی تان تجربه کنید، نه وقتی که پول بیشتری داشته باشید یا همسر دلخواهتان را بیابید یا به وزن ایده آل برسید بلکه در همین لحظه و هر لحظه از زندگیتان.
در این کتاب درباره ی بحران روحی مردم آمریکا مباحث جالبی مطرح می شود( که واقعا به خیلی از سوال های ذهنی خودم جواب داد) و سپس به انواع لحظه های واقعی و نحوه ی رسیدن به آنها می پردازد.
از اونجایی که این کتاب واقعا ارزش خوندن داره گزیده ای از جملاتش رو در ادامه ی مطلب براتون می نویسم...امیدوارم مفید واقع بشه.

گزیده ی جملات در ادامه مطلب

ادامه نوشته

معرفی کتاب (3)

سلام دوستان

عیدتون مبارک باشه...

بازم معرفی کتاب داریم...اینبار

به گل ها آب بدهید نه به علف های هرز
(روش های موفق در برقراری ارتباطات اجتماعی)
نوشته:فلتچر پیکاک
ترجمه:مهدی گنجی
هدف این کتاب، فراهم آوردن دید کلی نسبت به دیدگاه هدایت شده در جهت راه حل ها و ایجاد حساسیت نسبت به آن است.
کلمه ی کلیدی این دیدگاه، کلمه ی همکاری است.دو سوال اصلی، که در این کتاب به آن پرداخته شده است عبارت است از :
1) چگونه می توانیم با مردم، هم در سطح زندگی حرفه ای، هم در سطح زندگی شخصی بیشتر همکاری کنیم؟
2) چگونه می توانیم راه حل هایی پیدا کنیم که برای همه ی اشخاص مورد نظر راضی کننده باشد؟
این کتاب،به تدریج، یک فلسفه ی همکاری به شما نشان خواهد داد و اجازه می دهد تا بازی را به صورت (برنده_برنده) پیش ببریم، چیزی که آن را سبک دلفینی می نامد.(سبک دلفینی را در ادامه ی مطلب به طور مختصر توضیح دادم!)
این کتاب از بهترین تکنیک ها و جدیدترین مفاهیمی که امتحان خود را در بسیاری از زمینه ها پس داده اند ؛الهام گرفته است.
اگر به دنبال تفاوتی هستید که باعث ایجاد تفاوت در ارتباط هایتان می شود...این کتاب را بخوانید و و به گل ها آب بدهید نه به علف های هرز!!

توضیح سبک دلفینی در ادامه ی مطلب

ادامه نوشته

فن انگشت موشیه پاندای کنگ فوکار!!!

سلام دوستان

تا حالا شده یه کارتون ببینید و در حین دیدنش، مفاهیمی که بهتون منتقل می کنه؛  شما رو بی اختیار یاد کتابهای روانشناسی که خوندید بندازه؟

پاندای کنگ فوکار،انیمیشن خیلی سرگرم کننده و قشنگیه که این اواخر با توفیق اجباری!!دیدم...ومفاهیمی رو توش پیدا کردم که بارها هم من هم شما تو کتابای روانشناسی یا کلاسای روانشناسی!بهش بر خوردیم.
من تا جایی که بتونم یه خلاصه و یه آشنایی کوتاه و مختصر با شخصیت های مهم رو میدم و بعد نکاتی که برام جالب بود براتون می نویسم...البته اگه شما این انیمیشن رو دیده باشید یا برید ببینید براتون جالبتر خواهد بود.
پو،پاندای چاق و بامزه ایی که با باباشعله پز آشپزی می کنه ولی از کارش راضی نیست و آرزو داره کنگ فوکار بزرگ و مشهوری بشه.
باباشعله پز،پدرخونده ی پو که نقش تعیین کننده ای تو روند داستان مخصوصا اوج داستان داره.
استاد ادوی(odvey)،لاک پشت حکیمی که کاشف فنون کنگ فو بوده و قراره جنگجوی اژدها رو انتخاب کنه و جمله ی معروفش اینه:"هیچ چیز تصادفی نیست!"
استاد چیفو،موش زبرو زرنگی که تعلیم کنگ فو به عهده اشه و بزرگترین اشتباه عمرش رو تعلیم شخصیتی به نام تای لانگ می دونه.
تای لانگ، پلنگی بسیار قوی که به خاطر به دست نیاوردن تومار اژدها به یه موجود خطرناک تبدیل شده و به زندان افتاده ولی از زندان فرار می کنه.
گروه پنج، که شامل لک لک،ببری،افعی، مانتیس(یه نوع ملخ مراکشی!)و میمون است.
سیاه لشگر انیمیشن هم شامل انواع خرگوش و خوک و اردک و لک لک و...اند!

ادامه متن در ادامه ی مطلب...

ادامه نوشته

روانشناسی سفر هم داشتیم....خبر نداشتیم؟!!!

روانشناسي سفر چيست ؟
"روانشناسي سفر" علمي است كه به مطالعه و كاربرد اطلاعات درباره ي ذهن بشر مي پردازد . به ويژه در رابطه با فعاليت هاي مربوط به سفر و گردشگري افرد .مثال:برخورد فرهنگي ،‌موضوعيت كه افراد معمولا با آن سرو كار دارند و برخورد فرهنگي اكثرا در زمانهاي اتفاق مي افتد كه افراد با ناشناخته اي رواشناختي وارد موقعيتي خاص مي شوند ، آنها قبل از ورود به كشورهايي ديگر و سپري كردن مدت زمان طولاني در آنجا ناچارند كه ناشناخته ها بياموزند .

چرا روانشناسي سفر از اهميت برخوردار است ؟
سفر يك از فعاليت هاي مهم در زندگي هر فرد محسوب مي شود. هر شخص سفر را به دلايل خاص انجام مي دهد . هدف از سفر و گردشگري در افراد مختلف متفاوت است ،‌كار ،‌تحصيل ،‌تفريح و يا ارايه خدمات ، به عنوان مثال :هنگامي كه ما در محيط زندگيمان احساس امينت و آرامش نسبي مي كنيم تقريبا از اتفاقاتي كه ممكن است در اطراف ما رخ دهد ناآگاه باشيم و لي سفر باعث مي شود به اين مسائل واقف و آگاه شويم . مثل تمامي فعاليت ديگر بشر،‌سفر مي تواند به اشكلال مختلف در زندگي ما تاثير منفي و يا مثبت داشته باشد . آگاهي از روانشناسي سفر به ما كمك مي كند ابعاد مثبت سفر را افزايش داده و جوانب منفي را به حداقل برسانيم . گاهي آگاهي و هشياري بيشتردر مورد اتفاقات اطراف مي تواند باعث نجات زندگي افراد شود . روانشناسي سفر و گردشگري به افراد كمك مي كند كيفيت سفر خود را ارتقا دهند . بعنوان مثال : با مطالعه ي تجارب افراد ديگر در طول سه دهه ي گذشته مي آموزيم دانستن چه عواملي مي تواند كمك و راهنماي ما در امر غلبه و كنار آمدن با مسائل بين فرهنگي و برون مرزي باشد.
روانشناسي سفر بر روي چه حزوه هايي فعاليت مي كند؟
ارتباط بين فرهنگي ، برخورد فرهنگي ، ارتباط غير كلامي ،‌نحوه ي انطباق مسافر با مسائل جديد در سفر و حوزه هاي بسيار ديگري كه مربوط به اين مباحث مي باشد .
يك روانشناس سفر مي تواند چه كمكهايي در زمينه ي گردشگري به مسافران كند؟
آنها مي توانند در زمينه سفر و مسائل مربوط به آن و نيز مشكلات مسافران در سفر كمكهاي شاياني داشته باشند . اطلاعاتي كه روانشناسان سفر در اختيار افراد مي گذارند بسيار ارزشمند و مفيد خواهد بود به عنوان مثال : افرادي را در نظر بگيريد كه براي كار و يا شغل جديدي به كشور ديگري با زبان و فرهنگ متفاوت سفر مي كنند .مثل گواتمالا در اين زمينه روانشناس سفر كمك مي كند كه چه طور زبان آنها را آموخته و با فرهنگ مردم آن كشور آشنا شوند.

روانشناس سفر چه مسائلي را بررسي مي كند؟
روانشناسي سفر تاثير مسافرت و گردشگري را بر روي و فكر انسان بررسي مي كند ، جوانب بد ،‌خطرناك و تهديد آميزي را كه ممكن است مسافران در سفر با آن روبروشوند را كشف كرده و راههاي مقابله با آن را مطرح مي كند.

منبع:ghafouri14yasi.blogspot.com

معرفی کتاب(2)

چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟

 

خواندن این کتاب که برای تمام سنین نوشته شده است کمتر از یک ساعت وقت می برد؛ اما بینشی که به انسان می دهد برای یک عمر کافی است.

(چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟)داستان پند آموز کوچکی است که حقایق عمیقی را نشان می دهد. این داستان، حکایت چهار شخصیت جالب و آموزنده (دو موش به نام های اسنیف و اسکری و دو کوتوله به نام های هم و هاو)است که در یک ماز زندگی کرده و به دنبال پنیری هستند که آنها را تغذیه و سعادتمند می کند.

پنیر استعاره ای از همه ی آن چیزهایی است که در زندگی شخصی به دنبال آن هستیم و ماز محلی است که در آن به دنبال خواسته ی خود می رویم.

این کتاب عمیق از نویسنده ی مشهور دکتر اسپنسر جانسون به شما نشان خواهد داد که چگونه:

*تغییر را پیش بینی کنید.

*از تغییر لذت ببرید.

*به سرعت خود را با تغییر سازگار کنید.

*خود را آماده سازید که بارها به سرعت تغییر کنید.

یه متن کوتاه و در عین حال زیبا و تاثیر گذار تو مقدمه ی این کتاب بود که دوست داشتم براتون بنویسم:

زندگی نه آن دالان مستقیم و سهلی است که در آن

آزادانه و با فراخ بال پیش می رویم،

بلکه هزارتویی از گذرگاه هاست که باید راه خود را از میان آن بیابیم،

هر از گاهی در آن، راه را گم کرده و سرگردان می شویم.

و یا به کوچه ایی بن بست برمی خوریم.

اما اگر ایمان داشته باشیم؛

همیشه خداوند دری را به روی ما خواهد گشود،

شاید نه آن دری که ما خود در طلب آن بوده ایم،

بلکه آنی که در نهایت به خیر ما خواهد بود.

ای.جی.کرونین

معرفی کتاب(1)

سلام دوستان

امروز معرفی کتاب داریم...واسه اونایی که کتاب خوندن رو دوست دارند.

یک دقیقه این 40 فکر سمی را کنار بگذار!

کتابی که توسط:

1.  دکتر آرنولد لازاروس

2.  دکتر کلیفورد لازاروس

3.  و دکتر آلن فی

تالیف شده است و آقای مهرداد فیروز بخت اون رو ترجمه کرده اند.

توضیحی درباره این کتاب:

در این کتاب دو روانشناس و یک روانپزشک، چهل فکر سمی را که در شما افسردگی،اضطراب و احساس گناه ایجاد می کنند؛ شرح می دهند. سپس این چهل فکر را زیر سوال برده و پادزهرهای آنها را در اختیارتان می گذارند.

قربانی همیشه قربانی است...همه باید آدم را دوست داشته باشند...بهتر است عقده ی دلت را خالی کنی...جواب ابلهان خاموشی است و...نمونه هایی از افکار سمی بررسی شده در این کتاب اند.

به اعتقاد نویسندگان این کتاب ریشه ی بسیاری از مشکلات جدی انسان ها همین باورهای غلط هستند که منشا خطاهای فکری می شوند.ناشادی و احساس عدم خوشبختی، فشارهای روانی ، ترس ها و مشکلات ارتباطی و...برخی از پیامد های این خطاهای فکری اند.

پس بیاید یک دقیقه این چهل فکر سمی رو کنار بگذاریم!!!!

تبریک...تبریک...تبریک

سلام دوستان

میلاد امام علی (ع) و روز پدر رو به همگی تبریک عرض می کنم.

چند روز پیش خبر مسرت بخشی به گوشم رسید که دوست داشتم شما رو هم در جریان قرار بدم.

به گزارش روابط عمومی فوق برنامه دانشگاه تربیت معلم تهران انجمن علمی روانشناسی،از نظر فعالیت انجمن برتر دانشگاه شد و نشریه ی فراسو هم دومین نشریه بین بقیه ی نشریات برگزیده شد.

تبریک میگم چون همه ی اعضای انجمن، مخصوصا دبیر محترم انجمن _آقای قائدنیا_ خیلی تلاش کردند.

شیرینی این دو تا خبر گوارای وجودتان!!

حالا شاید برای شما این سوال پیش بیاد که چرا انجمن روانشناسی برتر شد؟

لیست فعالیت ها رو تو ادامه مطلب گذاشتم ...اگه خواستید می تونید مطالعه کنید.

تابستون خوبی داشته باشید

یا علی مدد

ادامه نوشته

نقد شعر از دیدگاه شما

سلام

این پست، اندکی شاعرانه ی! محض نیست....علاوه برشعر، بحث روانشناسانه هم داریم

دوستان لطف کنند بعد از خواندن این شعر به این چند تا سوال جواب بدن.

 

از شعر دلگیرم مرا دیگر نمی خواهد

 

من را در این شب های زجرآور نمی خواهد

 

از حرف مردم ، آبرو، از عشق می ترسد

 

دیگر برای شهر دردسر نمی خواهد

 

شهری که می سوزد میان شعرهای من

 

این کوه را آتش فشانی تر نمی خواهد

 

حتی مرا در قطعه ای از گور یک شاعر

 

حتی مرا در نعش یک دفتر نمی خواهد

 

از من برید و رفت از دنیای تاریکم

 

خیری از این شب ها ندید و شر نمی خواهد

 

*مربع*

 

می خواست تا راحت شود از شر من اما

 

این دختر سر به هوا شوهر نمی خواهد.

 

شعر از:خانم زهرا هاشمی

 

حالا سوالامون:

1-به نظر شما وضعیت روحی و روانی شاعر موقع سرودن این شعر چی بوده؟

2-علت اینکه یک شاعر برای مدت طولانی نتونه شعر بگه از نظر شما چیه؟راه حلی داره؟

3-چرا وقتی شعرهای شاعران زن را بررسی می کنیم؛ ناامیدی بیشتری تو کلماتشون موج می زنه؟

ممنون از همکاریتون

موفق باشید

 

هیجان

یکی از مشکلات اصلی که پژوهشگران هیجان با آن روبرو هستند فهمیدن علت یا علتهای هیجان است. در این بررسی علیتی دیدگاه‌های متعددی مطرح شده است که دیدگاه‌های زیستی ، روان تکاملی ، شناختی رشدی ، روان کاوی ، اجتماعی ، جامعه شناختی ، فرهنگی و انسان شناختی از جمله آنها هستند.

هیجانها چند بعدی هستند. هیجانها به صورت پدیده‌های ذهنی ، زیستی ، هدفمند و اجتماعی وجود دارند. هیجانها از این نظر احساسهای ذهنی هستند که باعث می‌شوند به صورت خاصی مثل عصبانی یا شاد احساس کنیم. هیجانها واکنش‌های زیستی هم هستند. آنها پاسخهای بسیج کننده انرژی‌اند که بدن را برای سازگار شدن با هر موقعیتی که روبرو می‌شویم آماده می‌سازند. برای مثال خشم نوعی میل انگیزشی در ما ایجاد می‌کند تا کاری انجام دهیم که معمولا آن را انجام نمی‌دهیم، مثلا با یک دشمن بجنگیم یا به یک بی‌عدالتی اعتراض کنیم. هیجانها پدیدهای اجتماعی نیز هستند. وقتی هیجانی می‌شویم علائم قابل تشخیص چهره‌ای ، ژستی و کلامی می‌فرستیم که کیفیت هیجان پذیری ما را به دیگران منتقل می‌کند.  

 

 

ادامه نوشته

مردي در دانه هاي قهوه

در تصوير زير يك مرد در دانه هاي قهوه است...اگر تونستيد پيداش كنيد ؛ نتيجه ي تست رو در ادامه ي مطلب بخونيد.

 

ادامه نوشته

خطای دید!!!

خطای دید

هوش هیجانی(3)

 

چگونه هوش هیجانی فرزندان را افزایش دهیم؟!

یادگیری هوش هیجانی از نخستین لحظات زندگی،آغاز میگردد و در سراسرکودکی تا نوجوانی ادامه می یابد.

راه کارهایی برای افزایش هوش هیجانی کودکان:

-والدین کمک کنند کودکان لغات و عباراتی را که در بر گیرنده ی احساسات هستند را یاد بگیرند؛والدین هم بهتر است احساسات خود را به کودک بیان کنند.

-احساسات و هیجانات آنها را نام گذاری کنند:«به نظر می رسد نا امید شده ایی.»

-احساسات دیگران را نام گذاری کنند:«مثل اینکه آن خانم در فیلم،احساس حسادت میکند.»

-از بچه ها بخواهند احساسات خود را نقاشی کنند:«می تونی خشم خودت رو نقاشی کنی؟»یا«وقتی خیلی می ترسی قیافه ات چه شکلی میشه؟»ان را برایم نقاشی کن.

-به جای نام گذاری روی فرزندان با صفات گوناگون(دست و پا چلفتی،دیوانه،ترسو و..)احساسات آنها را نام گذاری کنند(الان احساس خجالت میکنی،الان کمی ترسیدی و..)

-باید به یاد داشته باشیم که بزه و جرم و جنایت از احساس ضعف،ناکامی،تحت کنترل بودن و مغبون شدن به وجود می آید.سلاح،چاقو ،مواد مخدرو...جانشین احساس محترم بودن می گردد. بچه هایی که مورد احترام قرار می گیرند و به احساساتشان بها داده می شود نیازی به سلاح و چاقو برای قدرمتند شدن و سیگار برای حس بزرگی ندارند.

-والدین خود مهمترین الگوی رفتاری و هیجانی فرزندان هستند.اگر تصور می کنند از این نظر نیاز به تقویت دارند به مشاور و روان شناس مراجعه کنند.

 مجله ی معرفت(ویژه ی روان شناسی)،سال شانزدهم،شماره ی هشتم

مولف:جناب ناصر آقا بابایی

هوش هیجانی(2)

 

 الگوی گلمن

گلمن اجزای هوش هیجانی را در خودآگاهی،خود نظم دهی،انگیزه،همدلی و مهارت اجتماعی در شغل می بیند. در الگوی پنج عاملی گلمن،خودآگاهی هیجانی نقش محوری دارد.

1-خودآگاهی(شناخت عواطف شخصی):عبارت است از توانایی تشخیص و درک هیجانات و انگیزش های خود واثرات آن بر دیگران.افرادی که درباره ی احساسات خود اطمینان دارند مهارت بیشتری در هدایت وقایع زندگی از خود نشان می دهند و در کارهای خود دقیق هستند.

شاید گویاترین(ونامرئی ترین)نشانه خودآگاهی،گرایش به خوداندیشی و تفکرباشد.افراد خودآگاه عمدتا زمانی را برای تنهایی و فکرکردن در خلوت،اختصاص می دهند.این روش به آنان اجازه میدهد تا به جای واکنش احساسی ،نسبت به مسائل فکر کنند.

2-خودنظم دهی(به کارگیری درست هیجان ها):توانایی کنترل یا تغییر جهت دادن حالات مخرب،میل به تعویق انداختن اعلام نظر و تفکر پیش از عمل.

این مهارتی است که بعد از خودآگاهی ایجاد می شود و افراد کارآمد در این حیطه بهتر میتوانند از هیجان های منفی همچون ناامیدی،اضطراب و تحریک پذیری رهایی یابند و در فراز و نشیبهای زندگی کمتر با مشکل مواجه می شوند یا در صورت مواجه با شرایط ناراحت کننده سریعتر می توانند به موقعیت مطلوب بازگردند.

در تحقیقات صورت گرفته،در مدیریت هیجان ها از فنون گوناگونی استفاده میشود که یکی از آنها استفاده از «چراغ راهنما» است؛یعنی در زمانی که گردبادی از هیجان ها به ما هجوم می آورد،با توجه به مفهوم چراغ راهنما باید پیش از اینکه کاری انجام دهیم ،تامل کنیم.این گونه فنون کمک می کند فرد بهتر زمام امور خود را به دست بگیرد؛همانگونه که حضرت علی_علیه السلام_می فرمایند:"مالک خود باش."یعنی هیجانات مارا کنترل نکند،بلکه ما مالک هیجانات خود باشیم.

 

ادامه نوشته

هوش هيجاني(1)

 

تعریف و پیشینه ی هوش هیجانی

در سال 1985< ریون بار_اون>مفهوم هوشبر هیجانی را ابداع کرد تا در نتیجه ی آن بتواند روش خود را برای ارزیابی هوش کلی توضیح دهد.او اعتقاد داشت:هوش هیجانی توانایی ما را در کنار آمدن موفقیت آمیز با دیگران همراه با احساسات درونی ما منعکس میکند.او پس از 17سال تحقیقات خود،سیاهه ی شخصیتی بار_اون را به وجود آورد.آزمون وی پنج حیطه را اندازه میگرفت:روابط میان فردی،درون فردی،توانایی انطباق پذیری،مدیریت استرس یا فشار روانی و خلق کلی.

بعدها مفهوم هوش هیجانی در سلسله مقالات دانشگاهی که توسط مایر و سالوی در سالهای 1990،1993 و 1995ارائه شد،به کار رفت.در اولین مقاله ی آنها،اولین الگوی هوش هیجانی ارائه شد و هوش هیجانی بعدها توسط دانیل گلمن در سال1995 در مسیر اصلی مطالعات روز قرار گرفت.البته مایر وسالوی وقتی در مقاله ی 7990خود هوش هیجانی را به کار بردند از کارهای قبلی،که بر جنبه های غیر شناختی مربوط به هوش شده بود،آگاهی داشتند.آنها هوش هیجانی را به عنوان شکلی از هوش اجتماعی دانستند که متضمن توانایی اداره ی هیجانات شخصی خودمان و دیگران است تا در نتیجه ی آن بتوانیم بین آنها تفکیک قائل شده،این اطلاعات را به عنوان راهنمای تفکر و عمل شخصی به کار ببریم.

 

ادامه نوشته

خودخواه نباشيم!!!

 

 
پژوهشگران ژاپني و انگليسي فضاهايي از مغز انسان را يافتند که در دوست فعال مي شود و نشان دادند که مغز به طور ذاتي از عملکردهاي خودخواهانه بيزار است.

به گزارش مهر، محققان دانشگاه تاماگاوا در توکيو و دانشگاه کالج لندن در تحقيقات خود نشان دادند که در مغز افراد بشر دوست و سخاوتمند فضاهايي وجود دارد که اين عملکردها را کنترل مي‌کنند.

برخي از روانشناسان و محققان پيش از اين تئوري را مطرح کرده بودند که بر اساس آن، سخاوتمندي از توانايي آگاهانه بشر از حس خودخواهي ذاتي‌اش سرچشمه مي‌گيرد. اين حس خودخواهي ذاتي در برخي مناطق مغز مثل کورتکس جلوپيشاني ايجاد مي‌شود.

اين درحالي است که اکنون اين محققان با مطالعه بر روي گروهي از داوطلبان اين تئوري را رد کردند و نشان دادند که مغز به طور ذاتي از خودخواهي بيزار است و تنها زماني که فضاهاي مربوط به نوع دوستي فعال نشوند، خودخواهي به وجود مي‌آيد.

محققان، اين داوطلبان را بر پايه پاسخهايي که به سوالات آنها مي‌دادند، به دو گروه فردگرا و همنوع دوست تقسيم کردند. سپس به هر دو گروه مقداري پول دادند و از آنها خواستند که اين پول را بين خود تقسيم کنند.

براساس گزارش نيوساينتيست، نتايج اين تحقيقات نشان داد که افراد همنوع دوست پول بيشتري را نسبت به افراد فردگرا تقسيم کردند.

اين دانشمندان که همزمان مغز اين داوطلبان را با روزنانس مغناطيسي کنترل مي‌کردند، دريافتند که مغز افراد بشردوست و فردگرا در توزيع پول به روشي متفاوت عمل مي‌کند، به طوري که در گروه بشردوست بادامه مغز فعال مي‌شود، درحالي که در افراد فردگرا اين فضا خاموش مي‌ماند.

بادامه مغز، ناحيه‌اي احساسي است که ترس و احساسات ناخوشايند را پردازش مي‌کند.
 
 
منبع: www.biology1385.blogfa.com

اعتیاد به اینترنت

اعتياد به اينترنت

اگر بپذيريم كه هر چيزي مي تواند جنبه ي اعتياد آور و بيمار گونه به خود بگيرد در اين صورت كاملا منطقي خواهد بود كه از اعتياد به اينترنت سخن بگوييم.

توجه زيادي كه امروزه روان شناسان و روان پزشكان درباره اعتياد به اينترنت  دارندنشان مي دهد اين موضوع همچنان مهم و بحث برانگيز است.

تاريخچه بحث اعتياد به اينترنت

اگرچه مفاهيمي مانند اعتياد به تكنولو‍ژي يا رايانه را شاتون در سال1991م. بررسي كرده بود,ولي اعتياد به اينترنت(IAD) اصطلاحي بود كه چند سال بعد اورلي(1996م.)گريفيث(1997م.)و يانگ(1996,1998م.)رواج دادند.

تشخيص صحيح اين نوع اعتياد بسيار دشوار است؛به گونه ايي كه در ويرايش چهارم (راهنماي تشخيصي و آماري اختلال هاي رواني) هنوز اختلالي با اين عنوان كنجانده نشده است.اورزاك (1999م.)اعتياد به اينترنت را نوعي اختلال مي داند كه فرد صفحه ي رايانه را جذاب تر از واقعيت زندگي روزمره مي بيند.به نظر او هر كس رايانه دارد در معرض اعتياد است ولي افراد خجالتي تنها و بي حوصله آسيب پذيري بيشتري دارند.

نبود روابطپايدار و صميمي با ديگران,نداشتن اعتماد به نفس و به طور كلي,شكست در عرصه هاي گوناگون زندگی ،زمینه را برای اعتیاد افراد فراهم می کند.نتایج پژوهش یانگ(1997م.)در این زمینه نشان داد یکی از دلایل مهم اعتیاد به اینترنت در افرادی که روابط عمومی کمتری دارند؛به دست آوردن حمایت های اجتماعی است.پژوهش یانگ یکی از معدود پژوهش های تجربی است که انگیزه ی افراد را از اعتیاد به اینترنت به طور همه جانبه ارزیابی کرده است.این پژوهش نشان داد که یکی از انگیزه های اصلی این نوع ارتباط ها،به دست آوردن حمایت های اجتماعی است.حمایت اجتماعی با ارتباط اینترنتی زودتر و آسان تر به دست می آید.با ورود به اتاق (گپ زدن)میان اعضا در فضای اینترنت نوعی همسانی و آشنایی پدید میاید که دارای ارزش ها ، معیار ها ،زبان،نشانه ها و نوآوری های ویژه است و همگان با این هنجار ها همنوایی می کنند.در این فضا بسیاری از اطلاعات شخصی میان افراد رد و بدل می شود،بدون اینکه احساس ترس،طرد شدن و در معرض داوری بودن وجود داشته باشد.ایجاد این نوع ارتباط،پویایی گروهی و حمایت اجتماعی پدید می آورد.

به ویژه نیازهای اساسی کسانی را که در این زمینه مشکل دارند برآورده می کنند.مخصوصا کسانی را که شرایط محیطی و موقعیتی آنها ایجاب می کند که در منزل بیشتر بمانند(ناتوان جسمی،باز نشسته ها،خانه دارهاو....).

این گونه حمایت های اجتماعی در گذشته با شبکه همسایگی و پیوندهای دوستانه به دست می آمد،ولی امروزه به دلیل شرایط جدید زندگی به ویژه در شهرها و موقعیت های آپارتمان نشینیتا حد زیادی از دست رفته است.ازاین رو افراد می کوشند آن پیوندهارا از طریق سرگرم شدن با اینترنتو روابط اینترنتی جبران کنند.البته آسیب پذیری در این گونه شرایط بیشتر است و با گذشت زمان چه بسا اعتیاد به اینترنت را در پی داشته باشد.

برخی پژوهش ها پی آمدهای اعتیاد به اینترنت را بررسی کرده اند.ایوان گلدبرگ

(1995م.)اعتیاد به اینترنت را یکی از آسیب های روانشناختی بسیار زیان بخش می داند؛که کنش وری بهنجار و سلامت روانی فرد رادر جنبه های مختلف مختل می کند.برخی پی آمدهای منفی اعتیاد به اینترنت بر اساس یافته های گلد برگ عبارتند از:

1.    دگرگونی شدید در سبک زندگی به منظور گذراندن زمان بیشتری در شبکه

2.    کاهش کلی فعالیت های بدنی

3.    بی توجهی به سلامت فردی ودر نتیجه پرداختن به سرگرمی های اینترنتی

4.    دور شدن از فعالیت های مهم زندگی

5.    کمبود خواب و یا تغییر الگوهای خواب برای گذراندن زمان بیشتری در شبکه

6.    کاهش معاشرت و در نتیجه از دست دادن دوستان

7.    غفلت از خانواده

8.    بی توجهی به مسولیت های شغلی و شخصی

پژوهش های جدیدتر نشان می دهد افزون بر اینکه وابستگی رفتاری یا اعتیاد به اینترنت نوعی بیماری یا آسیب روانی است؛همچنیت پدیده ای فراگیر و مزمن شمرده می شود که با خسارت های جدی جسمانی،خانوادگی،شغلی،اجتماعیو روانی همراه است.مهمترین پی آمد های اعتیاد به اینترنت با توجه به شدت آن عبارتند از:اختلال افسردگی،گوشه گیری و انزوا،اختلال در میزان خواب و زمان آن،خستگی بیش از حد،فشارهای روانی،از دست دادن فرصت های شغلی ، اختلال در روابط میان فردی،اختلافات خانوادگی ،مشکلات درسی،افکار پرخاشگرانه و میل جنسی زود رس.

 منبع:فصلنامه ی علمی_ تخصصی روانشناسی در تعامل با دین

روانشناسی و آسیب شناسی اینترنت نوشته ی محمد صادق شجاعی  

آشنايي با دكتر پريرخ دادستان

به نام خدا

 

 

دكتر پريرخ دادستان  در فروردین ١٣١٢ در تهران چشم به جهان گشود و خیلی زود علاقه‌مندی و کنجکاوی به آموختن را از خود بروز داد. تحصیلات ابتدایی‌اش را در دبستان خورشید تهران گذارند.
انگیزه و علاقه به درس چنان در دکتر دادستان شدت داشت که حتی تابستانها به دانش‌آموزان ضعیف یا تجدیدی درس می‌آموخت و اولیای مدرسه از اینکه می‌دیدند چنین شاگردانی سرانجام با نمره بالایی قبول می‌شوند متعجب می‌شدند؛‌ تصور می‌کردند که استاد ورزیده‌ای آنان را تعلیم داده است، اما این استاد تنها دادستان کوچک بود.
سرانجام وی دو دیپلم علمی و ادبی را به ترتیب از دبیرستانهاي «ناموس» و «شاهدخت» دریافت کرد. در سال ١٣٢٩ برای دومین بار در کشور آزمون اعزام به خارج برگزار شد ـ نخستین بار آن در زمان «رضاشاه» بود ـ و او به عنوان تنها زن در آن پذیرفته و یک سال بعد عازم ژنو پایتخت سوئیس شد؛ این در حالی بود که فقط ١٦ سال داشت. در این زمان اوج فعالیتهای پروفسور ژان پیاژه بود و دادستان پایان‌نامه دکتری‌اش را تحت نظر وی گذراند. دکتر دادستان در دانشگاه ژنو علاوه بر تحصیل در رشته روان‌شناسی تحولی، به دلیل علاقه شخصی‌اش کار بالینی را هم دنبال کرد و در همین زمینه مدارکی چون دیپلم تخصصی بالینی کودک و دیپلم روان‌شناسی تجربی را به‌دست آورد. اما به‌رغم اصرار شدید پیاژه مبنی بر اینکه ما شما را برای آن جامعه تربیت نکردیم و نباید به ایران برگردید، در سال ١٣٣٩ به کشور بازگشت.
هم‌زمان با ورود دکتر دادستان به ایران، نخستین مرکز هدایت حرفه‌ای و هدایت تحصیلی بنیان گذاشته شد که مسئولیت آن را وی بر عهده‌ گرفت.
وی دو سال مسئولیت دفتر روان‌شناسی دانشگاه پلی‌تکنیک را با نظارت دانشگاه فرانسه و برای هدایت دانشجویان عهده‌دار می‌شود.
دادستان با تعهد بالایی که در خود نسبت به سرنوشت مردم میهنش و علم روان‌شناسی می‌بیند، سالهاست که به تدریس، تحقیق و پژوهش در حوزه بی‌پایان روان‌شناسی مشغول است و امروز خواه ناخواه اگر اندک اعتباری برای روان‌شناسی در ایران قائل‌اند به لطف حضور ایشان و برخی از همکارانش است. در حقیقت نباید منکر شد روان‌شناسی بی‌اندازه مدیون او و خدمات ارزشمندش است، هر چند به‌شدت از وضعیت این علم ابراز نگرانی و ناخرسندی می‌کند، همچنان با امیدواری می‌کوشد کاستیهای روان‌شناسی را بهبود بخشد. قلمرو کاری دکتر دادستان به دو بخش تقسیم می‌شود: بخش اول، روان‌شناسی تحولی است که چون ژان پیاژه، رئیس دانشگاه ژنو و از مشهورترین روان‌شناسان جهان، خیلی تحولی‌نگر بود، در وجود دکتر دادستان نیز عنصری ذاتی پدید آمد تا هیچ چیز را غیرتحولی نبیند. همچنین مبانی شناخت‌شناسی پیاژه، فلسفه پیاژه و کاربردهای نظام پیاژه در آموزش و پرورش در همین قلمرو از کار دادستان می‌گنجد و قلمرو دیگرش، به کار روی روان‌شناسی مرضی و بالینی برمی‌گردد که هم اکنون نیز عمده آموزشهای وی روی همین دو مبحث است و جز آن تدریس دروسی را که به آنها علاقه‌ای نداشته باشد، نمی‌پذیرد. در همین رابطه او سه جلد کتاب تألیف کرده است که یکی از آنها برنده جایزه کتاب سال شد و دو جلد دیگر جوایزی از وزارت فرهنگ و ارشاد و دانشگاه آزاد اسلامی به دست آورد. البته نمی‌توان به سادگی تمام جوایز دکتر دادستان را به دلیل تعهد فراوان فهرست کرد، زیرا به زعم خویش، هیچ‌کس تا این زمان به اندازه او به سبب تألیف کتابها و خدمات علمی‌اش جایزه کسب نکرده است. برای نمونه، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم‌انسانی او را به عنوان یکی از بهترین مؤلفان سازمان و به‌عنوان یکی از فعال‌ترین مدیران گروه، مورد تقدیر و ستایش قرار داد. همچنین تقریباً تمامی طرحهای تحقیقاتی‌اش موفق به دریافت جایزه شده‌اند.

همانطور كه ذكر شد ايشان در زمينه ي تاليف كتاب و مقاله و انجام پ‍‍ژوهش ها و پايان نامه ها بسيار فعال عمل كرده اند كه به تعدادي از كتابهايي كه تاليف كرده اند اشاره مي كنيم:
 ۱ـ روانشناسي جنايي: تهران، انتشارات سمت.
 ۲ـ اختلالهاي زبان، روشهاي تشخيص و بازپروري (روانشناسي مرضي تحولي 3). تهران: انتشارات سمت. كتاب برگزيدة دانشگاه تهران (1380).
 ۳ـ روانشناسي مرضي تحولي، از كودكي تا بزرگسالي. جلد دوم، تهران: انتشارات سمت. كتاب تشويقي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (1379).
 ۴ـ تنيدگي يا استرس، بيماري جديد تمدن. تهران: انتشارات رشد.
۵ـ روانشناسي مرضي تحولي، از كودكي تا بزرگسالي، جلد اول. تهران: انتشارات سمت. كتاب برگزيده دانشگاه آزاد اسلامي.
۶ـ گفتگوهاي آزاد با ژان پياژه. با همكاري دكتر محمود منصور، تهران: مؤسسه پژوهشي ابن‌سينا.
۷ـ ديدگاه پياژه، در گسترة تحول رواني. با همكاري دكتر محمود منصور، تهران: انتشارات بعثت.
۸ـ ارزشيابي شخصيت كودكان براساس آزمونهاي ترسيمي. تهران: انتشارات رشد.
۹ـروانشناسي ژنتيك2. از روان تحليل‌گري تا رفتارشناسي. باهمكاري دكترمحمود منصور، تهران: انتشارات ژرف.
۱۰ـنقاشي كودكان، كاربرد تست ترسيم خانواده در كلينيك.باهمكاري دكتر محمود منصور، تهران: انتشارات ژرف.
۱۱ـروانشناسي باليني. با همكاري دكتر محمود منصور، تهران: انتشارات ژرف.
۱۲ـروانشناسي مرضي تحولي، از كودكي تا نوجواني. تهران: انتشارات ژرف. برندة كتاب سال (1371).
۱۳ـتربيت به كجا ره  مي‌سپرد؟ با همكاري دكتر محمود منصور، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
۱۴ـبيماريهاي رواني. با همكاري دكتر محمود منصور، تهران: انتشارات ژرف.
۱۵ـ لغت‌نامة روانشناسي. با همكاري دكتر محمود منصور، دكتر ميناراد. تهران: انتشارات ژرف.

 منابع:

۱ـwww.samt.ac.ir

۲ـwww.jip.ir