ذهن در کجای مغز شما جای گرفته است؟ ما میدانیم که ذهن وجود خارجی دارد زیرا تمام مدت داریم با خودمان حرف می زنیم.

دو دانش آموز دبیرستانی به نام های ایولین و دیان این فرصت را پیدا کردند که مقالات خود را در روزنامه مدرسه منتشر کنند. پس از آن که مقالات آنها توسط سردبیر مورد ارزشیابی قرار گرفت، سردبیر آن مقالات را به همراه یادداشت هایی که برای بهتر شدن آنها قبل از چاپ لازم بود به آنها بازگرداند. همچنین به آنها گفت که مقالات را پسندیده است و بسیار امیدوار کننده بوده اند.

دیان توصیه وی مبنی بر نیاز به اصلاح مقالات را به عنوان دلیلی مبنی بر بی استعدادی خودش در نوشتن برداشت کرد. بنابراین با خودش فکر کرد "حق با پدرم بود. من در نوشتن مهارت ندارم" او با قلبی آزرده، مقالات را به سطل آشغال انداخت و سر افکنده به کلاس تاریخ رفت.

در مورد ایولین این گونه نبود. او بر دیدگاه خودش برای رسیدن به این هدف که یک نویسنده حرفه ای شود، تمرکز کرد. او با داشتن این توصیه ها در ذهن خود بر روی مقالات کار کرد. مقاله او منتشر شد.

شاید فکر کنید "مقصر پدر دیان بود که به او گفته بد استعداد ندارد."

پیش از این نگفته بودم که پدر هر دو دختر یکی است. درست است، آنها خواهر هستند.

هر دو در خانه در معرض شرایط یکسانی قرار گرفته اند که به آنها گفته می شد در نوشتن استعدادی ندارند. اما این دیان بود که حرف پدر را به دل گرفت نه ایولین.

افکار می توانند شما را بسازند یا بشکنند. از تردید خود بهره بگیرید و آنچه را که به آن علاقه دارید دنبال کنید. حداقل در میانه راه از خودتان نخواهید پرسید که "چی می شد اگر امتحان می کردم؟"

 

برگرفته از سایت ezinearticles.com