سهراب به غریزه مرگ فروید می اندیشید
غریزه زندگی در نظام انگیزشی فروید
اولین طبقه غرایز یعنی اروس که غرایز زندگی هستند سادهتر از غرایز دیگر توصیف شدهاند. اروس زندگی را حفظ میکند و بقای فردی و اجتماعی را تضمین میکند. بنابراین غرایزی که مربوط به غذا ، آب ، هوا ، خواب ، تنظیم درجه حرارت ، تسکین درد و نظیر آن هستند همگی به زندگی و بقای فرد کمک میکنند. غرایز مربوط به میل جنسی ،مهرورزی و پیوندجویی به زندگی و بقای گونه کمک کرده بر تولید مثل تاکید دارند که فروید آن را از داروین اقتباس کرد.
تاناتوس یا غریزه مرگ در نظام انگیزی فروید
غرایز مرگ فرد را به سوی استراحت و صرفه جویی انرژی و به سمت آرامش جسمانی ثابت میکشانند. آرامش کامل و نه عدم تعادل یا اختلال جسمانی فقط میتواند از طریق استراحت کامل بدست آید که همان مرگ است. فروید هنگام بحث درباره غرایز مرگ بیشتر بر پرخاشگری تاکید داشت. پرخاشگری بخصوص فرد را وادار به نابود ساختن و کشتن میکند و در هشیاری به صورت تمایل به انجام چنین کاری نمایان میشود.
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاریچی
مرد گاریچی در حسرت مرگ
در این قسمت از شعر ، سهراب غریزه مرگ فروید را مطرح می کند که:
چرخ گاری برای رسیدن به آرامش در حسرت واماندن اسب است
اسب برای ایستادن در حسرت خوابیدن گاریچی
و مرد گاریچی در حسرت مرگ
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۸۹ ساعت 20:13 توسط علی قائدنیای جهرمی
|
این وبلاگ متعلق به انجمن علمی روانشناسی بالینی دانشگاه خوارزمی تهران است. ما درصدد هستیم تا مطالب جدید و جالب روانشناسی را برای شما عزیزان فراهم کنیم. با نقطه نظرات خود، ما را در این مسیر یاری فرمایید.