کهن الگو های آنیما و آنیموس مربوط به خصوصیات جنسی متقابل روان هستند ـ آنیما خصوصیت زنانه ی مرد و آنیموس خصوصیت مردانه ی زن است ـ و همانطور که ما معمولا سایه ی خود را از طریق فرد دیگری تجربه میکنیم،اسنادهایمان را نیز در مورد جنس مخالف ،از طریق شخص دیگری تدوین میکنیم.برای مثال در مرد،آنیما ابتدا در مادر دیده میشود.همانطور که برای زن، آنیموس نخست در پدر تجربه میشود و به دنبال آن آنیمای مرد به زن فرافکنی میشود که باعث پیدایش احساسات مثبت یا منفی در او میشوند.بنابراین، اگر مرد به شدت مجذوب کسی شود،هدف تمایلش زنی خواهد بود که دارای همان خصوصیاتی استکه در تصویر ذهنی آنیمای او نهفته است.بر عکس اگر او احساس انزجار و دوری کند،به خاطر آن است که زن مورد نظر او،دارای خصوصیاتی است که با تصویر ذهنی آنیمای او در تعارض است.بنابراین، روشن است که آنیما و آنیموس برای انتخاب جفت و در نتیجه یقای نوع ضروری هستند.

اگر چه مثل تمام ساختار های روان ، احتمال عدم توازن(آشفتگی) برای آنها نیز وجود دارد،یعنی اینکه مرد به خصوصیات زنانه ی خود تکیه کند و به موجب آن ،منفعل و مطیع شود و زن با توجه به خصوصیات مردانه اش،
رقابت جو و پرخاشگر شود.

آنیما و آنیموس ،به عنوان کهن الگو ،در تصاویر ذهنی متعددی ظاهر میشوند. برای مثال آنیما می تواند به شکل باکره ای مقدس،یک الهه(رب النوع)، یا زنی اغوا گر باشد، یا در چهره های اساطیری همچون حوا، کاندری و آندرومدا، یا در زنان قهرمان اسطوره ای از قبیل هلن تروا یا دالسینی ظاهر شود.
جلوه های آنیموس نیز از مردان قهرمان و خردمند از دیونیسیوس(خدای شراب و میگساری و زراعت) و انسان پرنده گرفته تا در یک دوست یا دشمن دیده میشوند.
ما باید به خاطر داشته باشیم که همه ی اینها محتویات کهن الگو ها هستند،نه خود کهن الگو ها، آنها آثار پدیداری آمادگی ذهن هستند که خود را به شکل آنیما و آنیموس جلوه گر می سازند.